قرقیزینز (old version)

Wednesday, April 04, 2007

موهاتونو بور هم بکنین ، بازم قرقیزین

سلام به همه ی دوست عزیز ها

خوبین؟
خدا رو شکر
ایشالا همیشه خوب باشین
مر که نوشته
نف رو که دیدم
فاخ که وبلاگش به روزه
از سم ایمیل داشتم
با سم هم حرف زدم که قراره بهم یه خبری بده و هنوز نداده
آر هم چند وقت پیش ها بهم اس ام اس زد
به به
امشب فکر کنم محسنه ی عزیز من
از دلتنگی مینگولی خانوم هم در میاد
خدا رو شکر

دیگه هم من نمی گم چرا نمی نویسین اینجا
آدم چند بار بگه
سنگ روی یخ بشه
فکر کنین
من سنگ روی یخ بشم
فقط کاش می ذاشتین این بچه یه سالش بشه
سم جون یادته پارسال پیشنهادش رو دادی
ن صبحش عملیش کردم
یادتونه قرار بود شصتامون رو بذاریم رو هم
اون روز که خیلی هوا آش می برد
به به

به هر حال خودتون می دونین
من هر وقت دلم خواست میاو می نویسم اینجا
دوست داشتین بخونین
دوسن نداشتین نخونین
ولی من براتون می نویسم

دیروز بعد مدتها و چه بسا برای اولین بار
من نف جون رو دعوت کردم
که بیاد با هم یه ناهار کوچولو بخوریم
نف جون هم قبول کرد و اومد
خیلی کوتاه بود
اما خیلی خوب بود
نف گفت من با قر قهرم
منم گفتم منم قهرم
بعد دوتایی به هم نگاه کردیم و خندیدیم
شاید نف انتظار نداشت که منم بگم قهرم
نمی دونم
شایدیم هردومون فهمیدیم که ما فقط اون تو می نویسیم
به هر حال حس با مزه ای بود

خب دیگه
یواش یواش امتحانام شروع می شه
و بعدشم بر می گردم کنار قرقیزای مقیم مرکز
البته اینجور که بوش میاد همه ی قرقیزا می خوان از مرکز خارج بشن
به هر حال قرقیزا هر جا برن
با کارها و چشماشون معلوم می شن
موهاشونو بور هم بکنن بازم قرقیزن
چشماشون رو عمل هم بکنن بازم قرقیزن
می گم چه خوبه که ما هممون قر های اصیلیم و چشم هیچکدوممون آبی نیست
فاخ بزرگ باید یه بار یه صورت بور رو با کلمه هاش و لحنش توصیف کنه
تا بفهمین بور بورن چه چیز بدیه
مثل کرنلیوس!

از نف عزیز هم دعوت می کنم
خاطره ی شیرینش از نگهداری 4 تا بچه ی کوچولو
تو یه بعد از ظهر بارونی رو براتون تعریف کنه
می تونین حسابی شیهه بکشین

4 Comments:

  • خیلی عالی بود و پیشاپیش سپاسگذار م از آز عزیز که به فکر اومدن تسنیم و رفع دلتنگی من بودن...کرنلیوس خیلی باحال بود خیلی خندیدم یادم رفته بود...در مورد ننوشتن هم فکرکنم این خاصیت داخل ایران بودن که آدم اصلا حرفش نمی یاد مثل اینکه خارج خیلی حرف پرورتره:))))))))))قربان همگی
    فاخ جان

    By Blogger fakhereh, at 4:43 PM  

  • خارج حرف می بره:))))))))))))))
    مثل لوبیا پلو که سالاد شیرازی می بره ولی شما با ماست می خورینش:))))))))))))
    در مورد من شخصا صادقه
    چون من اینجا خیلی کم حرف می زنم
    می دونین که منم ماشالا عادت دارم که هی حرف بزنم:))

    By Blogger آزاده درخشان, at 5:47 PM  

  • سلام آز جون
    آره قهرم من هم تموم شد
    حتما یه روز می نویسم. بزار برم چند تا عکس ازشون بگیرم تا ضمیمه ی پستش کنم بعد...
    نف

    By Anonymous Anonymous, at 5:33 PM  

  • dghbhkhbgvcycyrrrrffhhggyyytytgyhg,jvd,,uyti67jk.l;'y860ft7olt76o8o68t6y8gyggyygyhuk,blg78jio/.imiipojn

    By Anonymous Anonymous, at 7:30 AM  

Post a Comment

<< Home