به فاخ جون: اول اينكه دوست دارم
مدتي مي شه مي خوام بهت بكم!(با حروف عربي مي نويسم) بعدشم واي كه هامون با من جه مي كنه!! ديوانشم
تو يه سايتي دارن طرفدارهاي هامون باهم جمع مي شن حالا خبرت مي كنم كه ما هم بريم. راستي مي دونستي عطايي هم عشق هامون بود....
به سم جون: تو همش با احسانه ها رو هم بريز :)) يادت هست تو مدرسه با يكي دوست بودي اسمش احساننننن بود :))
راستي بجه ها من سردبير شدم :))) اينجا يه شورايي هست به نام شوراي بازركاني ايرانيان، بعد يه نشريه اي دارن كه من شدم سردبيرش. البته يه شماره اش در اومده... خيلي با حال بود
منظورم ك نيست
قربون همكي
مر
مدتي مي شه مي خوام بهت بكم!(با حروف عربي مي نويسم) بعدشم واي كه هامون با من جه مي كنه!! ديوانشم
تو يه سايتي دارن طرفدارهاي هامون باهم جمع مي شن حالا خبرت مي كنم كه ما هم بريم. راستي مي دونستي عطايي هم عشق هامون بود....
به سم جون: تو همش با احسانه ها رو هم بريز :)) يادت هست تو مدرسه با يكي دوست بودي اسمش احساننننن بود :))
راستي بجه ها من سردبير شدم :))) اينجا يه شورايي هست به نام شوراي بازركاني ايرانيان، بعد يه نشريه اي دارن كه من شدم سردبيرش. البته يه شماره اش در اومده... خيلي با حال بود
منظورم ك نيست
قربون همكي
مر
2 Comments:
This comment has been removed by a blog administrator.
By
fakhereh, at 4:12 PM
چی رو دوست داری مرجون من به خودم می گیرم فکر می کنم من رو دوست داری:) به عطایی ای که من شناختم نمیاد از این چیزها خوشش بیاد جالبه
By
fakhereh, at 4:14 PM
Post a Comment
<< Home