قرقیزینز (old version)

Friday, September 29, 2006

دوست عزیز دسست درد نکنه

سلام خب به مدد دوست عزیز و بقیه ی دوست عزیز ها من دیگه می تونم فارسی تایپ کنم
نزدیک بود اشتباهی تقسیم کنم به جای پ
این مدل حرف زدن ما اصلا برا بقیه قابل فهم نیست
من ااون موقع کع مهمون داشتم به دیدم یه دکمه روی میز افتاده
گفتم ااا یکی اینجا دکمه کرده
اونا که به روی خودشون نیاوردن چیزی شنیدن اما خودم خیلی خندیم

خبو بچه ها من دیگه دلم تنگ شده
برا خونمون. برا مامان اینا. برای شما ها
ماه رمضون هیچ جا مثل شهر خودم و خونه ی خودم با صفا نیست
با اینکه من و شادی سعی می کنیم
افطار قشنگی درست کنیم و حتی ربنای شجریان رو هم دوانلود کردیم
اما نمیشه. دلم تنگ شده دیگه:) البته به مامان اینا نمی گم. فقط اینجا به شماها گفتم
دلم می خواد رو مبل بشینم و با دل پر (حتی معده ی مخصوص سالادم ) بشینم
روبروی تلویزین و تا آخر شب سریال های مسخره تماشا کنم
راستی من دو قسمت آخر و یه قسمت از وسطهای سریال نرگس رو دیدم که در جریان باشم
مثل فاخ که اونشب خونه ی سم اینا الکی وسط خواب خودش رو در جریان نشون می داد:)))))))))))))))))))))))))))))))))) مطلب بعدی که می خواستم عرض کنم خدمتتون در مورد یک معجزه ای بود که به گمونم یادم رفته در پست های اولیه ذکر کنم
دوست عزیز باید خوب خاطرشون باشه که یکی از معجزه ها حلوا بود
اون لحظه ای که گلاب و شکر و زعفرون رو به آرد اظافه می کنی
درست همون موقع معجزه رخ می ده . یه جور استحاله:) دیروز که داشتم حلوا می پختم این یایدم اومد

خبو بچه ها یه م هم ننه من غریبم در بیاریم چون که مریض شدم.
تب کردم . سینه درد شدم
آدم سینه درد میشه یا می کنه؟
از اون جوریا که وقتی سرفه می کنم ته گلوم خون میاد یه کمی
خب فعلا خداحافظ
راستی قرقیزهایی که فیلم و عکس ها رو دیدن نظراتشون رو اینجا بنویسن
اینم بگم می خوام به مامانم اینا بگم تکلیف منو روشن کنن بگن بالاخره اونا میان اینجا یا من بایم اونجا
فعلا خداحافظ

1 Comments:

  • قابلی نداره دوست عزیز...آره تکلیفت رو با مامانت اینا روشن کن تو بیا ایران:)

    By Blogger نف, at 4:56 PM  

Post a Comment

<< Home