من که می دونین محسنه هستم. همسر محسنه
از شما چه پنهون این محسنه جان انقدر منو می خواد که سر عقد ( جاتون خالی ، از خدا بخواین بهتون بده ،)
اسم خودشون رو گذاشتن روی من. الان ما هر دو محسنه هستیم. البته من تازگیا بهشون می کم دکتر:)
حالا فهمیدین که من کدومم. من و دکتر که ماشالا معلومیم . میمونه این سم و سم که اونا هم مثل من و دکتر اسمشون تقریبا یکیه:)
بچه ها برا نمایشگاه خبر بدین
راستی مامان کی اون رژیم رو گرفته؟ مامان من می خوان ببینن موفقیت آمیزه یه نه. لطفا جواب بدین
بچه ها امروز به سفینه جون زنگ زدم. بهتون سلام رسوند. فکر کنم جدی جدی رفتنی شدم:)
فقط یادتون باشه من رفتم بهم نارو نزنین و بیاین. مثل اون دوست سندس نشین که بهش نارو زده بود و یه عمر تو راه پله می شست و از ما حالش به هم می خورد طفلک:)
بچه ها دیروز این خانوم سم یه ساعت زود تر از قرار اومد در خونه ی ما گفت بریم!
من گفتم زود اومدی؟ گفت نه!
حواس رو که دارین؟ بعد من خنگ نگفتم خب بیا زود تر بریم امروز پارک:) طفلکی با اون ضعف عمومی و چشمای کبود رفت خونه و دوباره یه ساعت بعد اومد:)
تو پارک هم یه دختره آنچنان عربده ای پای تلفن می کشید و آنچنان کلمات رکیکی به یه الهام بخت برگشته ای می گفت که من از بس ترسیده بودم رفتم جای کمک راننده بشینم به جای صندلی خودم و سم هم هیچی نمی گفت:)
حلاصه چند تا قرقیز با حال افتادن به هم. خدا عاقبتمون رو به خیر کنه
این فیلم سه شنبه با موری کتاب هم داره ؟
راستی این سم قراره فیلم رقص زیبای خانوم سم در عروسی خواهر سم رو نمایش عمومی به. منتظریم
اسم خودشون رو گذاشتن روی من. الان ما هر دو محسنه هستیم. البته من تازگیا بهشون می کم دکتر:)
حالا فهمیدین که من کدومم. من و دکتر که ماشالا معلومیم . میمونه این سم و سم که اونا هم مثل من و دکتر اسمشون تقریبا یکیه:)
بچه ها برا نمایشگاه خبر بدین
راستی مامان کی اون رژیم رو گرفته؟ مامان من می خوان ببینن موفقیت آمیزه یه نه. لطفا جواب بدین
بچه ها امروز به سفینه جون زنگ زدم. بهتون سلام رسوند. فکر کنم جدی جدی رفتنی شدم:)
فقط یادتون باشه من رفتم بهم نارو نزنین و بیاین. مثل اون دوست سندس نشین که بهش نارو زده بود و یه عمر تو راه پله می شست و از ما حالش به هم می خورد طفلک:)
بچه ها دیروز این خانوم سم یه ساعت زود تر از قرار اومد در خونه ی ما گفت بریم!
من گفتم زود اومدی؟ گفت نه!
حواس رو که دارین؟ بعد من خنگ نگفتم خب بیا زود تر بریم امروز پارک:) طفلکی با اون ضعف عمومی و چشمای کبود رفت خونه و دوباره یه ساعت بعد اومد:)
تو پارک هم یه دختره آنچنان عربده ای پای تلفن می کشید و آنچنان کلمات رکیکی به یه الهام بخت برگشته ای می گفت که من از بس ترسیده بودم رفتم جای کمک راننده بشینم به جای صندلی خودم و سم هم هیچی نمی گفت:)
حلاصه چند تا قرقیز با حال افتادن به هم. خدا عاقبتمون رو به خیر کنه
این فیلم سه شنبه با موری کتاب هم داره ؟
راستی این سم قراره فیلم رقص زیبای خانوم سم در عروسی خواهر سم رو نمایش عمومی به. منتظریم
0 Comments:
Post a Comment
<< Home